خانه / ادبیات کهن و نوین / زبانزدهای لری
d28c60d9fc003fc5b1a0a39ba04bec58

زبانزدهای لری

آیم باید چراغی وا نوها داشتوه نه دوزخی

آدم باید چراغ در جلو داشته باشد نه دوزخی. یعنی: برای آخرت باید کار خیری بکند نه کاری که جزایش دوزخ باشد.

آیمی که بختش بیاره بُزش میزا دو بی میاره

آدمی که بختش بیدار است، بزش می‌زاید دو بزغاله می‌آورد. یعنی: کسی که نیک‌بخت است همه کارش به رونق و مراد است.

آوی که رختس جم نمووه

آبی که ریخت جمع نمی‌شود.

آیینت وِ جا تا سر خرمن‌جا

آیینت به جا تا سز جای خرمن یعنی: حرمت تو نقطه‌ای است که در حد تو است.

اجاق کور

  1. اصطلاحاً به کسی که فرزند اهل و صاحب فضیلت ندارد؛
  2. زن یا مردی که عقیمند و فرزندی نخواهند داشت؛
  3. در مقام نفرین به کسی، یعنی از تو فرزندی لایق به جا نماند و به تعبیری یعنی نسب و تبارت قطع شود.

توضیح

اجاق به معنی آتشدان است. معتقدند که آتش هر خانواده با تدبیر و لیاقت مرد و بزرگ تبار هر دودمان دوام دارد. هر کس فرزندش نا اهل و تهی از منش‌های نیک است تبار او از بین رفته یا می‌رود. دوام هر دودمان به افراد لایق و آگاه که وارث منش و کنش و پندارهای نیکوی تبار خود است که می‌توانند پاسدار آتشدان و اجاق دودمان خود باشد.

اجل‌گرته بمیره نه بیمار گرو

اجل‌گرفته بمیرد نه بیمار گران.

اَر خر نیا وِ نزیک بار- تو بار گرونه نزیک خر آر

اگر خر نمی‌آید به نزدیک بار، تو بار گران را به نزدیک خر آور. یعنی: اگر خوشبختی به سوی تو نمی‌آید تو به سوی او برو، یا اگر وسیله حل مشکلات سوی تو نمی‌آید تو در جستجوی آن باش.

اَر خُمِه بَنیم وِ سر توه- آخرش هی وِم موون زن‌بووه

اگر خودم را بر سر تابه (ساج نان‌پزی داغ) بگذارم، آخرش هی جدا به من می‌گویند زن‌پدر. یعنی: هر کس در مسیری بدنام بشود اگر کار خوبی هم بکند باز مورد قبول عام نخواهد بود و بدنام است.

اَر بووی و جن و آیم گدایی کردنت هِه وِ یایم

اگر جن و آدم شوی گدایی کردنت به یادم هست یعنی: اگر هر رنگی را عوض کنی ماهیت تو را می‌شناسم.

اَر بووی و گنلی می- وِ نوم بووت می‌کنی شی

اگر شوی به گلوله‌ای مو- به نام پدرت شوهر می‌کنی یعنی: اگر آنقدر پیر شوی که زمینگیر و مانند گلوله‌ای از مو بشوی باز نام پدرت در سرنوشت تو دخالت دارد.

اَر بکشی اَر نکشی- هی علی‌ممی گیوه‌کشی

اگر بکشی و اگر نکشی همان علی‌محمد گیوه‌کشی. یعنی: اگر هر چه تغییر رنگ بدهی همان هستی که بودی.

اَر بیگونه‌یی خویشی بکه خویش منه

  اَر گرگ شیر وِم بیه میش منه

اگر بیگانه‌ای خویشی کند خویش منست و اگر گرگ به من شیر بدهد میش منست.

اَر تو دُز بایی تاریکی زیاد

اگر تو دزد باشی تاریکی فراوان است. یعنی: اینکه اگر تو مرد کار باشی، فرصت و کار فراوان است.

اَرجه دِ گلال موری بید دِ کُه

ارجن (منظور درخت ارجن است) از رودخانه می‌بری و درخت بید از کوه.

نویسنده: حمید ایزد پناه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *